خدایا مواظبم باش - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 22:19
خدایا باز منم اومدم سمتت باااااز میخوام دستمو بگیری ایندفعههههههههه قوووووووی ترررررر شددددددم دیگه حرفای این و اون برام چندان اهمیتی ندارههههههه خدایااااا مواظبم بااااااااااششششششش خدایاااااا اگه سست شدددددم باز بهم کمممککککککک کن خدایاااااا عاااشق خوووودت و بندددددده هاااااتم وخدایاااا شکررررررت ک...
سرزنش - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 14:59
سرزنش میتونه کاری کنه زندگی طرفو به گندددددددد بکشه درسته من اشتباه کردم.درسته ناراحتتون کردم ولی تویی ک داری سرزنشم میکنی تویی ک داری کاری میکنی از خووووودم و زندگیم متنفرررررررررشم بلید بهت بگم براااااات خیلییییییییی متاسفمممممممممممممممم من نمیگم کار خوبی کردم نمیخوامم کارمو توووووجیه کنم ولی ت
دل شکستن - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
دندون اگه بشکنه خوب میشه دست و پا اگه بشکنه خوب میشه اما دل آدما هیچووووقت خوب نمیشه من دلتون رو شکستم درست با احساس همتون بازی کردم درست اما منم پشیمونم منم قصد دارم جبران کنم یه وقتایی من بودم و سه چهارتا خواهرام و یه داداش تو یه وبلاگ به اسم انلی گل نه دعوا داشتیم نه قهری بود هیییییی بدکردم
ای خداااااااا - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
خدایا به آدمات بگو چی کشیدم خدایا به آدماااااااات بگوووووو چ دردایی رو کشیدم و تحمل کررررررردم بهشون بگو نشووووووونشوووووون بددددددددده متنفرررررررررررررم از اینایی ک قضاوت میکنن متفررررررررررررررررررررم از اینایی ک هیچی نمیدونن و حرف میزنن متنفررررررررررررررررررررررررررم ازشوووووووووووووون اصلا
اشتباه - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
خدایا قبول دارم اشتباه کردم باید تاوانشم پس بدم قبول دارم ک هرعملی عکس العملی داره خدایا بهم صبرررررررر بده فقط صبرررررررررررررر کاری کن بتونم تحمل کنم و کنار بیام خدایا دوستامو ول کنم و برم یا بمونم و با حرفاشون ......... هییییییی خدا من نبایددددددد کم بیارم
اشک - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
اشکهایم سرازیر میشوند چون تنها همدم من در تمام سختی ها همین اشک است آه خدای من قلب بقیه راشکستم و قلبم شکست خداوندا بگذار اشکهایم آرامم کند بگذار تمام صورتم را خیس کند خداوندا به من قدرتی بده ک بتوانم بر مشکلاتم غلبه کنم.... خداوندا تویی ک همه چیز را میدانی خدایا دوستت دارم
نظر خصوصی - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
سلام آره درست میگی ممنونم ازت ...به نظر میرسه آدم مهربونی هستی کاش ...... حرفاتو همش خوندم ولی یه سوال ازت دارم چرا خصوصی نظر میزاری؟دلیل خاصی داره؟؟؟ خوشبحال خانوادت همچین بچه ای دارن.... از حرفات خیلیییی خوشم اومد ..یه روانشاسی ؟؟
مشت - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
این مشت هایی ک میزنم به قلبمم دردی رو دوا نمیکنه.خدایا دارم میمیرررررررررررم مشت ها هم اثری نداره گریه ک نمیتونم بکنم نمیتووووووووونم خودمو خالی کنم خدایااااااا نمیشههههههههههههههههههههه آروووووووووم شممممممم دیگه بقیه برام اهمیتی نداره .بایددددددددد خودمو دوست داشته باشم بایددددددددد خودم بتونم رو ...
رها - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
رها اونموقع خوب نبودم نتونستم باهات حرف بزنم اگه هستی یه خبری از خودت بده نگرانتم میخوام باهات حرف بزنم
بعضی وقتا - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
بعضی وقتا یه اتفاقایی میوفته ک بددددجوووووری دلت میشکنهبعضی وقتا باید کارهایی ک کردی رو همش مرور کنی تا بدونی چ غلطی کردی بعضی وقتا باید بشینی اونقدرررررر گریه کنی تا آروم شی بعضی وقتا باید خودت بشینی اشکاتو با انگشتات پاک کنی و همش به خودت بگی تو این دنیا کسی خریدار اشکات نیست... بعضی وقتا اونقدررر
نظر خصوصی2 - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 7:50
سلام ممنون من تصمیم خودمو گرفتم .....روحرفمم هستم کاش میتونستین برا ده دقیقه هم ک شده بیاین ابزارم کارتون داشتم...
زندگی دوباره .عشق - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:37
خدایاااااااااااااااااااااااا شکررررررررررررررررررررررتبخدااااااااااااا شکررررررررررت نمیدووووووونم چی شدددددددددددد ولی میدووووووونم زندگیمممممممممممم عوووووووووض شددددددددددد دیدددددددددممممممممم بههههههه زنددددددگی و بقیهههههههههههه دوست داششششششششتن خوووووووودم و خانوووووووادممممممم عشقققققققققق
زمان - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:37
مبیگن زمان بگذره همه چیز درست میشهامااااا اشتبااااه میگن زمان نمیتونه کاری ک من کردمو درست کنه زمان نمیتونه دل تک تک تون رو ک شکستم خوب کنه زمان نمیتونه اعتمادی ک رفت رو برگردونه زمان نمیتووووووونه ایناااااا رو درست کنه شماها خرد شدین بدبین شدین به همه زماااااااااااان نمیتوووووووونه اینو درست کن
چشمانم - تاریخ: 1396/3/13 ساعت: 2:37
با چشم های پر از خستگی به او نگاه میکردمچشم هایی ک هیچکس به جز او دردش را نمیفهمید و گاهی آنقدر دلم میگرفت ک از اعماق وجودم آه میکشیدم خدای من او رفت ....رفت و دیگر کسی از چشم هایم نفهمید چشم هایم را نفهمید و دردم را احساس نکرد مرا تنها گذاشت بدون آنکه به چشمانم نگاه کند
گفتگو باخدا - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:33
خواب دیدمدرخواب با خدا گفتگویی داشتم خدا گفت: پس می خواهی با من گفتگو کنی؟ گفتم.اگر وقت داشته باشید خدا لبخند زد وگفت: زمان من ابدی است... چه سوالی در ذهنت ازمن داری؟ چه چیز بیش ازهمه شما را درمورد انسان متعجب میکند؟ خدا پاسخ داد... این که ان ها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند، عجله دارند زودتر
عکسای باحال - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:33
حرف اول و آخرم.... - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:33
اولش ک اومدم وبلاگ انلی گل خواستم خودم باشم اما بهم گفته بودن اگه خو واقعیت بشی خیلیییی برات بد میشه منم تصمیم گرفتم همون آدمی بشم ک همیشه دوست داشتم باشم گفتم یه دخترم و مامان و بابام معلمن درحالی ک اینجوری نبود من بابام خارجه ومامانمم خانه دار.دوتا دختر و دوتا پسریم ک من آخرین بچه ام یکی از داداش
نفرت - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:33
من بد بودم به همتون بد کردم اما این دختر بد میخواست جبران کنه میخواست باهاتون بمونه و شما کمکش کنین دستشو بگیرین و کاری کنین خوب بشه ولی نشد هییییییی مرضیه حق با تو بود .من پستم حیف اون همه احساسی ک برا من ... 370کاش اینایی ک میگفتی درست بود....نه عزیزم این دردا از چهار سالگی با منه ربطی به هورمون
خداحافظی - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:33
رها جان روزهایی ک باهات حرف میزدم روزهایی ک مثل یه مامان برام ناراحت میشدی روزهایی ک من برات عزیز بودم و مثل دخترت بودم زود گذشت من آدم خوبی نبودم......... اما تو مامان خوبی بودی مامان رهای عزیز. میخوای بری ...سخته بدون تو ..خیلییییییییی هم برام سخته ولی چ کنم ک تقدیر این بود ک من واقعیت رو بگم و
خاطرات تلخ.... - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 21:33
همین ک میخواستم برم بیرون از تو اتاقش چشمم افتاد به شکلات .آخه من عاااشق شکلات بودم اونموقعخیلییییی گذاشته بود شکلات .منم یکی برداشتم و خوردم و پوستش رو یادم رفت ببرم.همین ک دختره از مدرسه اومد یه راست رفت تو اتاقش و هنوز یه دقیقه نگذشته بود جیغشششششش در اومد من ترسیده بودم آخه رادیوش دست من بود.مام